انارستان متحد
نويسندگان

        رسول خدا می فرماید:

ای علی :خداوند نظری به دنیا افکند و مرا بر همه

مردم ترجیح داد-سپس نظر دیگری فرمود وترا برگزید

و در نظر سوم امامانی را که از نسل تو بوجود آیند بر

همه دنیا ترجیح داد – نظر چهارم فاطمه(س) را بر

همه زنان عالم امتیاز داد.

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن گرامیداشت ایام الله دهه فجر  بهمین مناسبت پایگاه مقاومت بسیج با همکاری

 دهیاری و شورای اسلامی روستای انارستان (بابلکنار) مراسمی را همراه با غبار روبی  

مزار شهید اکبرزاده  باحضور امام جمعه محترم بابلکنار حاج آقا بابائیان

همراه نماز جماعت  و سخنرانی در مسجد صاحب الزمان(عج) انارستان

بر گزار نموده امام جمعه محترم در سخنانش ضمن عرض تبریک بمناسبت ایام الله 

دهه فجر به دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی در طول سی و چهار سال

از عمر نظام مقدس را بر شمردند  و در پایان  شرکت  مردم را در راهپیمائی

 بیست و دوم بهمن را متذکر شدند.


[ ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ ] [ ٧:٥۱ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]

             بسم الله الرحمن الرحیم                

سلام بر هموطنان عزیز:

اگر به سر بلندی و اقتدار کشورتان پای بندید،

اگر سر افرازی و عظمت ملت همیشه بیدار

کشورتان را ارج می نهید،

اگر به اقتدار و ثبات نظام مقدس جمهوری اسلامی

ایران پای بندید و گوش به فرامین مقام معظم رهبری

هستید بیائید در روز 22بهمن به خیل عظیم میلیونی

بپیوندید ودشمنان داخلی و خارجی را ناکام نمائید،

(به امید حضور سبزتان درراهپیمائی روز  یکشنبه 22بهمن ماه)

 

                       (پایگاه مقاومت بسیج ، دهیاری و شورای اسلامی روستای انارستان بابلکنار)

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٠ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]

 

سالهای پیش بال آسمانی داشتیم

بال کبوتر کران تا بی کرانی داشتیم

میوه بودیم و سر سال استفاده می شدیم

چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم

چهار فصل موی ما برف زمستانی نداشت

پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم

روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست

شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم

مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود

در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم

نذری روز ظهور مهدی موعودمان

صبحها چله به چله عهد خوانی داشتیم

صبح جمعه پیشواز تکسوار فاطمه

زوی پشت بامها صوت اذانی داشتیم

گاه پاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم

گاه گاهی میل سجده جمکرانی داشتیم

ثانیه ثانیه‌هامان گای آقا می گذشت

آی مردم!یک زمان صاحب زمانی داشتیم

پر نداریم و دل بپُر نداریم و...فقط

یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ ] [ ٦:٤٤ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]


گفتم : خسته ام !


گفت : از رحمت خدا نا امید نشوید.(زمر / 53)


گفتم :هیچ کس نمی داند در دلم چه می گذرد !


گفت : خدا حائل است میان انسان و قلبش.(انفال / 26)


گفتم : کسی را ندارم !


گفت : ما از رگ گردن به تو نزدیکتریم.(ق / 16)


گفتم :گویا فراموشم کرده ای !


گفت :بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.(بقره / 152)

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ ] [ ٩:٤٩ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]

خدایا ،

به من زیستنی عطا کن ،

که در لحظه ی مرگ ،

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است ،

حسرت نخورم .

و مردنی عطا کن ،

که بر بیهودگی اش ، سوگوار نباشم .

بگذار تا آن را من ، خود انتخاب کنم ،

اما آن چنان که تو دوست داری .

" چگونه زیستن " را تو به من بیاموز،

" چگونه مردن " را خود خواهم آموخت !


[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]


به نام خدای مهربون خدای زمین و آسمان

سلام دوستان خوب و  مهربانم.شرمنده خیلی خیلی دیر اومدم بخاطر دعای خوب شما توی زندگیم خیلی موفق شدم غصه ها ازم دور شدن بجاش هرروز شادی توی دلم اضافه شد.روزها و ماهای خوبی داشتم گاهی هم ناراحتی که خیلی کم بود البته زندگی بدون ناراحتی و سختی که مزه نداره

به دوستام دوستای جدیدی اضافه شده که مثل شماها خیلی خوبن. همیشه هر روز هر شب پیش خدا برای همه شماها که مثل خانوادم برام عزیزین دعا میکنم

سلام خدای خوبم خدای بهتراز جانم از آسمان پر از ستاره ات چه خبر از فرشته های مهربونت که همیشه دعاهای منو برایت میارن چه خبر.قربونت برم خدا جونم که چقدر بهم مهربونی میکنی چقدر به دادم میرسی شرمنده اگه بنده ی خوبی برات گاهی نیستم.میدونی وقتی باهات حرف میزنم چقدر اروم میشم  وقتی صدات میزنم بوی خوبی اطرافم حس میکنم میدونم بوی فرشته های مهربونته.چقدر دلم میخواد یه سفر به آسمون داشته باشم زیباییهای اونجا رو ببینم خداجونم میشه یه بار منو به اون بالا ببری.

خداجونم میدونم که خیلی دوستم داری میدونم هیچ وقت تنهام نمیزاری همیشه چیزای خوب نصیبم میکنی مامان و بابای خوب بهم دادی ابجی و داداش خوب و پاک نصیبم کردی دوستای مهربون و خدادوست سر راهم قرار دادی.هیچ وقت نزاشتی شیطان دستم بگیره خدایا همیشه شکر گزار توام به محض رفتن راه کج فورا دستمو میگیری و راه درست نشونم میدی.خدایا هزاران بار شکرگزار هستم بخاطر همه چی

خدایا دوستانم را تو یاری کن و دست همه ی انها بگیر و عاقبت بخیرشون کن

الهی امین

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]

 

 

اسیر زندگی

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد.چون عموم عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند .و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله افیون و مواد مخدره است ولی افسوس که تاثیر این گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می افزاید ......... چه قلب بزرگی میخواهد،عاشق یک فاحشه شدن......


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]

راه به تو دور و بی نهایت شده است

این فاصله مایه خجالت شده است

انگار که خواندن دعای فرجت

در وقت سحر ز روی عادت شده است

 

 سلام بر مهدی فاطمه،

 سلام بر تویی که خود انتظار آمدن را می کشی، اما نمی دانم چرا نمی آیی!

ما باید تا کی منتظر آمدنت باشیم.

عمرمان می گذرد و می رود اما هنوز در انتظار آمدنت هستیم.

همه جمعه ها را شمرده ام این جمعه هم رسید و تو نیامدی!

آخر دلم به کی خوش باشد؟

آقاجان! ما که نماز شب خوندن و شب زنده داری بلد نیستیم،

 ما که گوشه حوزه ها بزرگ نشدیم، ما که مقدس اردبیلی نمی شیم،

آقاجان! دنیا دارد از هم می پاشد.

 دیگر دخترها و پسرها را نمی شود از هم تشخیص داد،

 دیگر درمراسم های عروسی مردها و زن ها سر یک میز می نشینند!

دنیا اسم شما رو از یاد برده اما من بهتان قول می دهم اسمتان

را همیشه پایدار نگه دارم تا بیایید.

آقاجان! دلم گرفته.

زیر آسمان آبی خدا. امشب دوباره مرغ دلم هوای پریدن شما رو کرده.

دلم می خواد ببینمتون و هرچیزی که تو دلم تلنبار شده رو براتون بگم؛

 براتون از پدر و مادرهایی بگم که با بی پولی بچه هاشان را خدایی بزرگ کردند

 و براتون از جانبازهایی بگم که گوشه تخت بیمارستان بستری هستند

و هیچ کس سراغشون رو نمی گیره؛

 انگار همه یادشان رفته است که همین شهدا و جانبازان و آزادگان بودند که کشورما،

میهن عزیز ما ایران را نجات دادند و آنها جان ها و جسم های خود را دادند تا ما،

در آرامش باشیم. اما ما چه دادیم؟

الان دیگربعضی ها حتی به خانواده شهید هم احترام نمی گذارند.

 مادر شهید باید در خانه ای زندگی کند که از خشت و گل ساخته شده است

 اما انسانهایی که بویی از شهید و شهادت نبرده اند باید درخانه های

چندصد میلیاردی زندگی کنند اما این انصاف نیست.

توی این دور و زمونه همه چیز با پول است اگر پول داشته باشی آدم مهمی هستی

ولی اگر نداشته باشی...

زندگی تو این دور و زمونه سخته

، معلم دینی ما همیشه می گفت:

زندگی وقتی خوبه که آقامون مهدی(عج) باشن آقاجون با خود یه عهدی بستم

که اگر تو رو ببینم با همون نگاه اول جونمو بدم براتون.

منتظر دیدنتون هستم

(ازطرف مردم فهیم انارستان -بابلکنار.بابل)

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/٥ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ {امیری} ]
درباره وبلاگ

پاینده و جاودان بمانی ای ایران و ایرانی با تعجیل در ظهور آقا امام زمان(عج) با سلامی و صلواتی
موضوعات وب
 
امکانات وب
.
داستان روزانه


... /??